آموزگار طلبه
به نام او خدایی که تمام تقدیر و سرنوشتم را می داند اما اجازه داد خودم بنویسم و بدست گیرم.
خداوند بسیار مهربان است ؛ وقتی می بینم چگونه از تمام مشکلات زندگی من را بیرون آورد و زمانی که غصه ها دیوارهای محکمی شده بود و من را محاصره کرد ؛ تنها نور امیدی که هیچ وقت در قلبم خاموش نشد ؛ وجود خدای مهربان بود حتی گاهی غفلت باعث فراموشی می شد.
اما به وضوح بعد از آن می دیدم که چگونه او هوای مرا دارد.
خیلی دوستت دارم خدای مهربونم
وسط غصه هام ناگهان برای آموزگاری پذیرفته شدم و فصل جدیدی در زندگیم آغاز شد.